دیر آمدم ...نمیدانم دیر رسیدم یا... (در واقعه عاشورا قومی بودند که به یاری حسین آمدند ولی وقتی رسیدند که امام شهید شده بودند)..؟شایدتا ظهر عاشورا با حسین بودم وبعد گذاشتم ورفتم...(در واقعه عاشورا دویا سه نفر بودند که به امام گفتند تا جایی که خطر جان ما را تحدید نکند وتا زمانی که دشمن بر امام ویارانش غلبه نکند برای حسین میجنگند وگفتند زمانی که جانمان تحدید شد ودشمن غالب شد صحنه را ترک خواهیم کردو همین کار را هم کردند وظهر عاشورا قبل از شهادت امام گذاشتند ورفتند)...؟آیا حسین به دنبالم آمد ومن دعوتش را نپذیرفتم(در واقعه عاشورا شخصی بود بنام عبیدالله ابن حر جهفی که امام به دنبالش رفتند و دعوتش کردند ولی او گفت:حاضرم اسب وشمشیرم را بدهم ولی جانم را خیر!!! ....؟یا شاید جزئ گروه سوم بودم که نه در دسته دشمن بودند ونه در رکاب حسین...فقط در این میاان ایستادند ونظاره گر آن واقعه بودند(در واقعه عاشورا عده ای بودند مانند پسر مالک اشتر یار امام علی علیه السلام که حزب حق وباطل را تشخیص دادند ولی قدرت تصمیم گیری نداشتند و نه به دسته دشمن پیوستند ونه به یاران امام پیوستند...؟
........................................................................................................................................
بند اول
مىآيم از رهى كه خطرها در او گم است
از هفت منزلى كه سفرها در او گم است
از لابهلاى آتش و خون جمع كردهام
اوراق مقتلى كه خبرها در او گم است
دردى كشيدهام كه دلم داغدار اوست
داغى چشيدهام كه جگرها در او گم است
با تشنگان چشمه احلى منالعسل
نوشم ز شربتى كه شكرها در او گم است
اين سرخى غروب كه همرنگ آتش است
توفان كربلاست كه سرها در او گم است
ياقوت و دُر صيرفيان را رها كنيد
اشك است جوهرى كه گهرها در او گم است
هفتاد و دو ستاره غريبانه سوختند
اين است آن شبى كه سحرها در او گم است
.
.
.
(بند چهاردهم)
قربان آن نىيى كه دمندش سحر، مدام
قربان آن مىيى كه دهندش علىالدوام
قربان آن پرى كه رساند تو را به عرش
قربان آن سرى كه سجودش شود قيام
هنگامه برون شدن از خويش، چون حسين(ع)
راهى برو كه بگذرد از مسجدالحرام
اين خطى از حكايت مستان كربلاست
ساقى فتاد، باده نگون شد، شكست جام!
تسبيح گريه بود و مصيبت، دو چشم ما
يك الامان ز كوفه و صد الامان ز شام
اشكم تمام گشت و نشد گريهام خموش
مجلس به سر رسيد و نشد روضهام تمام
با كاروان نيزه به دنبال، مىروم
در منزل نخست تو از حال مىروم
" باکاروان نیزه"/ علیرضا قزوه